شمارهٔ ۱۴۳
کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسیددم از این معنی زدن اول مرا خواهد رسید
دوش بر بوی تو دادم هر نفس جانی به بادگر ز من باور نمیداری صبا خواهد رسید
روی تو چون دید چشمم خون فشاند دم به دمتا به رویم دیگر از دیده چهها خواهد رسید
می گذشت از عرش هر شب ناله ام لیکن ز دردگر رسد تا «سدره » امشب «منتهی » خواهد رسید
گر تو یک ره بر سر خاک نسیمی بگذریصدره از روحش به گوشت «مرحبا» خواهد رسید