گنج

شمارهٔ ۱۲۳

قافیه: ینمیخوانند۱۱ بیت
عارفان روی تو را نور یقین می‌خوانندعروه موی تو را حبل متین می‌خوانند
آنچه بر لوح قضا منشی تقدیر نوشتعاشقانت ز رخ و زلف و جبین می‌خوانند
صفت چشم تو است آیت «مازاغ» از آنگوشه‌گیران دو ابروی تو این می‌خوانند
نظم دندان تو را کآب حیاتش نام استخرده‌بینان تواَش دُرّ ثمین می‌خوانند
جنت عدن سر کوی تو را مشتاقانصحن باغ ارم و خُلد برین می‌خوانند
بیدلانی که مدام از سر سودا مستندمردم چشم تو را گوشه‌نشین می‌خوانند
نظر، آن زمره که گویند به روی تو خطاستنقش‌های غلط و لعبت چین می‌خوانند
دل و دین می‌برد از خلق رخت زان جهتشآفت خلق و بلای دل و دین می‌خوانند
جنت و حور و لقا گرچه به وجه دگر استاهل دل نور سماوات و زمین می‌خوانند
آب حیوان که لب لعل تو است، آن به یقیندر بهشت ابدش ماء معین می‌خوانند
چون نسیمی ز تو آنان که رسیدند به حقجاودان مصحف روی تو چنین می‌خوانند