گنج

شمارهٔ ۱۱۵

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: اکند۷ بیت
کیست که از ره کرم حاجت ما روا کندواقف حال ما شود، چاره کار ما کند
آن که دو عالم از پی اش غرقه بحر حیرتندجان به لب رسیده را با غمش آشنا کند
سر به وفا نهاده ام پیش سگان درگهشمی کشم این جفا به سر، عمرم اگر وفا کند
نیستم آن که چون قلم سرکشم از خطت دمیبند ز بند من اگر تیغ اجل جدا کند
رهبر ما شود یقین خضر به آب زندگیگر نظری به مردمی چشم تو سوی ما کند
گفتمش از ازل خدا مهر تو با گلم سرشتگفت ندانی این قدر، هرچه کند خدا کند
در شب هجر چون برد خسته نسیمی ره به توشمع هدایتی مگر لطف تو رهنما کند