گنج

شمارهٔ ۱۰۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اشد۷ بیت
ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شدمگر عکس رخ دلبر به جان باز آشکارا شد
دگر چون با دلم لعلش نهان در گفت‌وگو آمدصدای ناله زار دل ریشم به هرجا شد
به صحرا چون که بیرون رفت باز آن دلبر از خلوتدل پردرد بیمارم ز عشقش بی‌سر و پا شد
به هر نقشی که خود می‌خواست رخ بنمود در عالمگهی رنگ دو عالم گشت و گه بی‌رنگ اشیا شد
دمی روح نهان آمد، دمی جسم عیان گردیددمی تنهای جان گردید و دیگر عین جان‌ها شد
زمانی کثرت خود گشت و در وی وحدت خود دیدگهی پیدا و پنهان گشت و گه پنهان و پیدا شد
نسیمی روزگاری چونکه پنهان بود در زلفشدگرباره چو رویش دید در عالم هویدا شد