شمارهٔ ۹۸
نقل است لب تو یا شراب استیا آتش و دل از او کباب است
یک قطره ز جام توست دریایک ذره ز حسنت آفتاب است
شمعی تو و دیده جای تاریکگنجی تو و جان ما خراب است
گفتی که مرا به خواب بینیخطیست که احسنالکتاب است
ساقی قدحی که تشنه مُردمسقائی تشنگان ثواب است
نه گنبد چرخ پیش ناصرچون بر سر جام می حباب است