شمارهٔ ۸۳
پریشانم چو زلفت حالم این استبگفتم مو به مو احوالم این است
کشم دریای خون از دیده هر دمدمادم جامِ مالامالم این است
همایون بلبل بستان عشقمدلی دارم شکسته حالم این است
زر رخساره در پایت فشانمز هر وجهی که باشد مالم این است
گدائی میکنم بر آستانشنشان دولت و اقبالم این است
ببینم کوری چشم رقیبانبه روز سعد رویت فالم این است
اگر عالم نبخشد کام ناصرچه باید کرد کار عالم این است