گنج

شمارهٔ ۶۳

۷ بیت
هر دمت با مهربانان کین چراستبا وفاداران جفا چندین چراست
حسن رویت کافتاب عالم استنور چشم ماست، پس خود بین چراست
گر نه روی توست دل چون روشن استور نه لعل توست جان، شیرین چراست
عشق را چندین زبردستی ز چیستدل به یکباره چنین مسکین چراست
مردن و حشرم گر از بوی تو نیستذره ذره خاک من مشکین چراست
چون ز کوه افتاد فرهاد و بمردخون بهایش بر لب شیرین چراست
خون ناصر گر نمی‌ریزد لبشدائماً چون چشم من خونین چراست