گنج

شمارهٔ ۶۲۰

۸ بیت
مرا دشوار می‌آید که با رویت به آسانیمقابل گردد آئینه به روی سخت و پیشانی
قدح را از لب تو در دهان سریست پوشیدهکمر را با قد تو در میان رازیست پنهانی
چو عود خام دود من نگیرد دامنت هرگزبه روی آتشم چون زلف مشکین گر بپبچانی
مرا سر بر خط حکمت روی از غیر پیچیدهاگر چون خامه میرانی وگر چون نامه می‌خوانی
اگر این است در صورت به معنی خوشتر از اینیاگر آن است در معنی به صورت بهتر از آنی
گر از من زلتی آمد به عذری دار معذورماگر من قدر اقبالت نمی‌دانم تو می‌دانی
مرا با دود خود بگذار و بگذر ای طبیب منکه در تدبیر درمانم همی‌ترسم که در مانی
چو تو سرچشمهٔ معنی شدی در عاشقی ناصرسخن با او تر و تازه چو آب از دیده میرانی