شمارهٔ ۶۱۶
تو سروی ای صنم یا بوستانیتو جانی ای پری یا جان جانی
لب لعلت نهفته عقل کل راهمیگوید جواب لنترانی
ندارم هیچ یاری محرم رازکه گویم پیش او درد نهانی
سحرگه میگذشتم بر در یارکه میجستم ز دلداری نشانی
در میخانهای دیدم گشادهدرون رفتم چنان خوشدل که دانی
به من دادند جامی چون چشیدمپدید آمد نشان شادمانی
شراب ناب چون در من اثر کردندیدم هیچ از ناصر نشانی