گنج

شمارهٔ ۶۰۰

۶ بیت
نو بهار است و گل و عهد شباب ای ساقیخوش بود جام می و صوت رباب ای ساقی
در دل غنچه نگر، روی نگار ای عارفدر سر لاله نگر، جام شراب ای ساقی
ساغری ده که دو سه روزه حیاتم بگذشتبی می و نرگس مست تو به خواب ای ساقی
عهد کردم که چو پیمانهٔ من پر گردددر سر باده روم همچو حباب ای ساقی
روز محشر که شوم زنده چو نرگس باشمدر جمالت نگران، مست و خراب ای ساقی
کار عالم گذران است، گذر ای ناصردور گیتی به شتاب است، شتاب ای ساقی