گنج

شمارهٔ ۵۹۶

۷ بیت
بارها فکر کرده‌ایم بسیبی کسان را به جز تو نیست کسی
چون غرض یاد توست از نفسمجز به یادت نمی‌زنم نفسی
سر فرو ناورد به شهبازیدر هوای تو گر پرد مگسی
مانده‌ام دور از گل رویتهمچو بلبل اسیر در قفسی
از خیالم نمی‌رود بغدادگر به تبریز کرده‌ام هوسی
تا برفته است دجله از نظرماز دو چشمم همی‌رود ارسی
می‌فرستد تو را دعا ناصرکه جز اینش نبود دسترسی