گنج

شمارهٔ ۵۹۵

۶ بیت
نیازی می‌کنم با بی‌نیازیکه از من جان شیرین وز تو نازی
چه نالم چون رباب از گوشمالتمنم بنده، توئی بنده‌نوازی
ببازم پیش بالای تو جان راکه تا در عشق بازم راست‌بازی
اگر تو می‌‌کُشی از ناز ما راندارم من به غیر از تو نیازی
دل من جانب دلبر گرفته استبدان بیگانه نتوان گفت رازی
بیا ای آیت رحمت که ناصرهمی‌خواند تو را در هر نمازی