گنج

شمارهٔ ۵۶۵

۵ بیت
گر دل فنا شد راضی‌ام، کارامِ در جان کرده‌ایمعمور دار این خانه را، کاین بقعه ویران کرده‌ای
یک روز در صبح ازل، برقع ز رویت باز شدهر ذره‌ای را در هوا، خورشید تابان کرده‌ای
هرکس که می‌بیند تو را، جان را روانی می‌دهدجان دادن دشوار را، بر خلق آسان کرده‌ای
نور تجلای رخت، چون سرمه سازد سنگ رااز پرده گر پیدا شود، روئی که پنهان کرده‌ای
ناصر خراسان را دگر، با مصر نبود حاجتیکز خامهٔ چون نیشکر، شکر فراون کرده‌ای