شمارهٔ ۵۵۹
منم به دیدهٔ معنی همه خدا دیدهکشیده درد ولی عاقبت دوا دیده
ز ریگهای بیابان و برگهای درختهزار رهبر و ره بین و رهنما دیده
ز پیشگاه عدم تا به آستان وجودهزار گونه ز الّا و لا بلا دیده
نهاده گوش ولی در فنا بقا جُستهگشاده چشم ولی در خلاء ملا دیده
ز دست ساقی وصلش به بامداد الستدرون ساغر قالوا بلی بلا دیده
هزار بار بپیموده سقف گردون راجهان عالم معنی پر از سما دیده
مگوی ناصر از این ماجرا که نتوان دیدشعاع شمع تجلی به چشم نادیده