گنج

شمارهٔ ۵۵۵

۷ بیت
در این زمانه به می دلق زرق رنگین بهکه بت‌پرست ز صوفی‌وشان بی‌دین به
غم زمانه مخور، ذوق خوشدلی دریابکه هرکه لذت شادی نیافت غمگین به
مرا که بر سرکویت فتاده‌ام رنجورز خاک بستر و از آستانه بالین به
نظر به منصب شاهی نمی‌کند فرهادکه از تجمل پرویز وصل شیرین به
گزیدم از سر مستی به زنخدانتچو باده تلخ بود، نقل سیب شیرین به
مرا زنار فراقت چو نیست روی بهیمفرح دل رنجور، سیب سیمین به
شکسته‌وار چو از سر بر آمدی ناصراگر شوی چو سر زلف یار مسکین به