گنج

شمارهٔ ۵۴۱

۷ بیت
ای آرزوی جان من، ای عمر نازنینچندین مکن که نیک نباشد جفا و کین
در عاشقان به چشم حقارت نظر مکنکین قوم با سگان تو باشند همنشین
حقا که مثل بنده نبینی به صد قراندر اتحاد صادق و در عشق راستین
فردا اگر به ناز در آئی تو در بهشتحوران نهند پیش رخت روی بر زمین
حیف است صحبت تو شب و روز با رقیبآری به دست دیو نه لایق بود نگین
رویم ببین که آینهٔ صورت توامکز نقش روی تو نبود روی من مبین
تاصر وفا ز هیچ وجودی طمع مدارکوتاه کن نکو سخن است این، صد آفرین