گنج

شمارهٔ ۵۰۳

۹ بیت
نسخهٔ سنبل تو پیش گل آورد نسیمگل به شکرانهٔ او خردهٔ زر داد به سیم
چشم بیمار تو را باد صبا با نرگسنسبتی کرد و به جائی نرسد فکر سقیم
گل که با سرو چمن داشت قدیمی صحبتداد بر باد هوا صحبت یاران قدیم
ریخت بر دامن کوه از صدف بحر گهردایهٔ ابر ندارد غم دُرهای یتیم
در دل غنچه اثر کرد دم باد صبادل این داشت سلامت، دل آن بود سلیم
روز و شب گوش نهد دل به زبان سوسنسخن واعظ آزاده مفید است عظیم
نوش کن بادهٔ گلرنگ که هنگام گل استلاله ساقی شد و گلبانگ هزار است ندیم
حالیا باغ بهشت است چه غم از دوزخباشد امید به هر حال نکوتر از بیم
ناز دلبر بود و نعمت می ناصر راخوشتر از روضهٔ رضوان به همه ناز و نعیم