شمارهٔ ۴۹۵
ما خلاف رسم مردم کردهایمترک اسباب تنعم کردهایم
رشتهٔ تسبیح را از ما مجویزانکه ما سررشته را گم کردهایم
در میان گریه چون ابر بهاربر بقای خود تبسم کردهایم
آن دهان را کس نمیداند یقینشکل موهومی توهم کردهایم
همدم وصلت دمی گر بودهایمبر قِدم آن دم تقدم کردهایم
هیچ دانی از چه شد معلوم علمزانکه بسیاری تعلم کردهایم
تا چو ناصر طالبی یابد ظریفانجمنها همچو انجم کردهایم