گنج

شمارهٔ ۴۶۴

۵ بیت
بر فلک شب همه شب دیده از آن می‌دوزمکه به مرغان سحر ناله همی‌آموزم
همچو شب تیره دلم وز اثر طالع بدهیچ طالع نشود مهر جهان افروزم
می‌زنم چشم و ستاره ز نظر می‌بارممی‌برآرم نفس و شمع فلک می‌سوزم
روز من بی تو چو شب گشت و نمی‌دانم هیچتیره‌تر ز ین دو کدامست: شبم یا روزم؟
گر ز ناصر لب تو قیمت بوسی طلبدچنگ بر دیده زنم، زو گهری اندوزم