گنج

شمارهٔ ۴۶۰

۷ بیت
تو تا گشتی بلای جان، بلا را دوست می‌دارمچو تو میل جفا کردی، جفا را دوست می‌دارم
چنان مشغول تو گشتم، که هستم فارغ از جنتبه جنت نیستم کاری، لقا را دوست می‌دارم
به هر جایت که می‌بینم، نکوتر باشد از هر جاتو را خود من نمی‌دانم کجا را دوست می‌دارم
صبا هر روز از کویت پیامی می‌دهد دل راصبا دلدارئی دارد، صبا را دوست می‌دارم
شمائید از همه عالم مرا مقصود و این معنیچه دارم از شما پنهان، شما را دوست می‌دارم
چو یک ذره ز خورشیدت، هوادار هوایم منهمه میل هوا دارم، هوا را دوست می‌دارم
غم او در دل ناصر، وطن کردست و می‌گویداگر چه پادشاهم من گدا را دوست می‌دارم