شمارهٔ ۴۵۵
همه روز از آتش دل، ز جگر کباب دارمهمه شب به باغ وصلت، ز دو دیده آب دارم
به جواب هر سؤالی، غم تو شفیع سازمبه سؤال هر گناهی کرمت جواب دارم
چو ز گوشمال هجران، شب و روز ناله دارمدف حلقه گوش داند، که ز سر رباب دارم
بفروشم این عمامه، ز برای نُقل مستانکه کتاب بر سر خم، گرو شراب دارم
همه آرزوی ناصر، به قد تو راست آیدبه خطا ندیدم ای جان، نظر صواب دارم