گنج

شمارهٔ ۴۳۵

۷ بیت
ای صبا از من به جانان شو رسولافت و خیزان بر در او کن نزول
حلقه بر در زن، نیاز ما رسانباشد آنجا یابی امکان دخول
گر در آئی خدمت من عرضه داراز کرم باشد که فرماید قبول
می‌بگو از ما که این خاک رهتاز کجا ره یافت در ما این فضول
تا سفر کردم ز کویش اختیارسخره می‌گردند عقلم را عقول
من که تا بودم نبودم بی رخشقانعم کز وی پیام آرد رسول
ناصر از هجران چه نالی چون که نیستآنچه مقصود از فراق است و وصول