گنج

شمارهٔ ۴۳۲

۶ بیت
بیا که باغ به صد برگ می‌رسد از گلچمن هزار نوا دارد از دم بلبل
ز صبح بر کمر کوه می‌دمد لالهغزاله در دمن سبز می‌چرد سنبل
صبا نسیم گل آورد و بوی سنبل دادبه وقت صبح برآمد ز بلبلان غلغل
تو قیل و قال ز بلبل شنیده‌ای همه وقتشنو به وقت صبوحی ز بلبله قل‌قل
گل وجود به کلی گلاب کی گردداگر ز کثرت اجزا برون نیائی کل
قدم به هیچ سبیلی برون منه ناصرز راه رندی و فارغ شو از سبیل و سبل