گنج

شمارهٔ ۴۳۱

۱۰ بیت
دگر ره بر خدا کردم توکلمرا از خار این ره بشکفد گل
مرا با عشق خوبان جانبی هستکه میل جزو باشد جانب کل
ننوشم باده جز با ماهروئیمرا یا گل خوش است و باده و مل
صبا برخیز اگر چه ناتوانیمکن زنهار در رفتن تعلل
رسول عاشقانی پیش معشوقببر از من خدا را این ترسل
به شکّر عرضه ده پیغام طوطیبه گوش گل رسان گلبانگ بلبل
بگو ای بندهٔ چشم تو نرگسغلام طرهٔ زلف تو سنبل
مرا تاب تجلی رخت نیستندارد سنگ خارا این تحمل
تجمل‌ها همه هست از جمالتجمالت نیست محتاج تجمل
رخ و زلف تو را با عقل ناصرهمه اثبات دور است و تسلسل