شمارهٔ ۴۱۵
ای منصب رسالت از تو شده به رونقپیش از تو کس نبوده محبوب حضرت حق
ای آفتاب عالم از عشقت آسمانهاچندین هزار سال است تا میزند معلق
غیر از تو کس نداند کز قرب حق چه دیدیآن شب که برگذشتی از نه رواق ازرق
تا دشمنان چو خامه سر برخط تو آرندکردی به یک اشارت تو جرم ماه را شق
هر شام در فراقت از بس که اشک بارمدامان چرخ اطلس گردد به خون معرق
شد عِلمهای یونان در انزوا مقیدتا بر حدوث عالم کردی تو حکم مطلق
رفتار صادقت را تصدیق کرد ناصربا وحی حق چه گوید صدیق غیر صدق