شمارهٔ ۳۶۸
زلفت مرا به حلقهٔ دام بلا کشیدبخت سیاه بین که به آخر کجا کشید
بودم مثال قطرهٔ شبنم قرین خاکمهر تو رخ نمود و مرا بر هوا کشید
گل وقت صبح خرقهٔ فیروزه چاک زدتا آن نگار نازک رعنا قبا کشید
بگریست زار وقت سحر شمع و جان بدادبیچاره دوش شب همه شب تا چهها کشید
ناصر اگر ز دوست جفا میکشی چه باکاز عاشقان غریب نباشد جفا کشید