گنج

شمارهٔ ۳۶۶

۷ بیت
چه مطرب است که امشب بدین مقام رسیدبساخت پردهٔ عشاق و پرده‌ها بدرید
به یک ترانه چنان گرم کرد مجلس راکه می به جوش در آمد، ز گل عرق بچکید
اگر به قول مخالف دلم ز ره می‌رفتبه راه راست در آمد چو صوت او بشنید
رباب نغمهٔ او را ادا نکرد درستمگر ز راه ادب گوش او همی‌مالید
به زیر لب دهن او چو نای را دم دادز ناله نال شد و از لبش به کام رسید
مهی به چرخ در‌آمد که چرخ عالم گردرخی به خوبی او با هزار دیده ندید
بخواند گفتهٔ ناصر چو گوهر منظومشنید زُهره و در گوش خویشتن کشید