گنج

شمارهٔ ۳۵۹

۹ بیت
خطت حرز الهی می‌نمایدمثال پادشاهی می‌نماید
چو لشکر می‌کشد حسن تو بر جاننخست از خط سیاهی می‌نماید
رخت آئینهٔ گیتی نمائی‌ستدرو مه تا به ماهی می‌نماید
به خون ریزی زره پوشیده آن زلفرخ خوبت سپاهی می‌نماید
نکوئی کن به وصل، از اشک من ترسکه هجرانت تباهی می‌نماید
گرستن شمع را در وقت کشتنز عین بی‌گناهی می‌نماید
کلاه لاله را زان می‌برد بادکه با تو کج کلاهی می‌نماید
گذشتن از همه عالم به یک باربه کویت نیم راهی می‌نماید
به جرم عشق بر ناصر مکش تیغکه رویت عذر خواهی می‌نماید