شمارهٔ ۳۵۵
صبا چو طرهٔ سنبل به وقت صبح گشایدبنفشه چون خط مشکین به روی باغ برآید
گذر به جانب بستان، شنو ترنم بلبلکه از شکفتن غنچه هزار دل بگشاید
صبا به صیقل آئینه سازد آب روان رادر او هزار گلاندام لاله روی نماید
دلم فدای دم روحبخش باد صبا بادکه دم دهد به سحر غنچه را و دل برباید
چنار دست برآرد، دعا بخواند سوسنصبا بگویدش آمین و کار سرو برآید
گرت ز دست برآید قدح برگیر چو لالهبه پای سرو و صنوبر، که دور عمر نپاید
هزار دستان ناصر بگوی در صفت گلبه سر نیامد دستان که عندلیب سراید