گنج

شمارهٔ ۳۴۶

۶ بیت
دلبر اگر به کام دل من نمی‌شودمن راضی‌ام ز دوست که دشمن نمی‌شود
هرکس که همچو پیر فلک خوشه‌چین نشدچون مهر و ماه صاحب خرمن نمی‌شود
روی بهی نبیند از آسیب دشمنانتا بر خلیل نار تو گلشن نمی‌شود
فن من است عاشقی و بی تکلفیعاقل به فکر واقف این فن نمی‌شود
خون رز است همچو صراحی به گردنمشکر است خون خلق به گردن نمی‌شود
تا ناصر از حجاز نیاید سوی عراقعشاق را مقام معین نمی‌شود