شمارهٔ ۳۴۴
سبرهٔ خط تو پیدا میشودرازِ ما زان سبزه صحرا میشود
سرو تا در زیر پایت سر نهادکار او هر لحظه بالا میشود
نرگس مخمور میبیند به خوابصورت چشم تو بینا میشود
سوسن آزادی زلفت میکنددر زبانش جمله گویا میشود
پردهٔ گل میدراند باد صبحراز پهنان آشکارا میشود
بسکه مینالند مرغان سحرآسمان را مهر پیدا میشود
تا ز مهرت یافت ناصر ذرهایهر زمان چون صبح رسوا میشود