شمارهٔ ۳۳۷
گر پادشه به کوی تو آید گدا شوددر کوی تو گدا برود پادشه شود
مخرام هر طرف که ز قد تو کار حُسنبالا گرفته است، مبادا بلا شود
گیتی چو عکس نور تجلای توستآن به که دل چو آینه گیتینما شود
از جد و جهدِ خلق میسر نشد مراددارم امید آنکه به لطف خدا شود
از رنگ و بو گرفت دلم، کو نسیم لطفتا همچو غنچه خرقهٔ رنگین قبا شود
خواهد بقای ذات تو از شادی وصالروزی که ناصر از غم هجران فنا شود