شمارهٔ ۳۱۴
یارب این دل به کجا رفت و کجا خواهد بودهر کجا چشم خوش و زلف دوتا خواهد بود
گر ازین شیوه بود مهر تو و جور رقیبقاصد و همدم من باد صبا خواهد بود
دوست دشمن شد و دیدم به سطرلاب قدحکه میان من و او صلح و صفا خواهد بود
تو درین باغ درخت گُلِ نوخاستهایکه ز بالای تو بر سرو بلا خواهد بود
بگذر بر سر خاکم که ز آب و گِل منتا ابد هر چه دمد مِهرگیا خواهد بود
حالی اینجاست مرا از تو جدائی باریتا دگر وعدهٔ دیدار کجا خواهد بود
ناصر آن روز که چون گَرد هوائی گرددگرد او گرد سر کوی شما خواهد بود