گنج

شمارهٔ ۳۱۳

۹ بیت
پیش از آن کین شخص ناموجود من موجود بودکوی یارم مقصد و روی توام مقصود بود
پیش از آن کآب بقا را خشک رود تن بدیدجام می در دستم و در دست بانگ رود بود
پیش از آن کز عشق مغز خاکیان بوئی نداشتمجمر افلاک را جان و دل ما عود بود
پیش از آن کین چارچوب جسم چون هیزم بسوختسقف نُه گردون ز آه عاشقان پُر دود بود
ابرویش محراب شد،‌ جان من آمد در سجودبر که بود آن سجده، چون خود ساجد و مسجود بود
در ازل ارواح چون جام سعادت نوش کردجان مادر، بزم وحدت شاهد و مشهود بود
عاشق و معشوق و درد عشق و درمان وصالدر حقیقت چون یکی آمد چرا مردود بود
آنکه محمودست نامش صورتی بود از ایازو آنکه می‌گویند ایازش، معنی محمود بود
گر میانش در کنار آورد ناصر باک نیستدر میان عاشق و معشوق کاری بود، بود