شمارهٔ ۳۰۷
رندان پاک را که به کوران عصا دهنداکنون ضرورت است که نوبت به ما دهند
چون انتهای رأی تو روشن نمیشودهرکس نشان ز منزل وصلت چرا دهند
رنجیدهام به جان دل ز اهل صومعهوقت است اگر به دردی دردم صفا دهند
چو دامن مراد نه در سعی چنگ ماستسررشنه بهتر آنکه به دست قضا دهند
ساقی مدار مجلس ما خالی از شرابتا از شراب ناب بهشت جزا دهند
آلودهای به خون دل ما لب و دهنفرمای تا به بوسه مرا خون بها دهند
ناصر به غیر دوست توجه ملالت استدوزخ روند به که به جنت رضا دهند