گنج

شمارهٔ ۳۰۵

۷ بیت
هر دل که دید زلف تو آورد در کمنددیدیم هندوان دلاور چنین کم‌اند
در دست اگر چو سرو ندارم به غیر باددارم هوای قامتش از همت بلند
پیش تو دید باد که گل غنچه می‌کندزد بر دهان غنچه که بر خویشتن مخند
عیسای روح‌بخش لبت را چه کم شودگر پرسشی کند ز ضعیفان مستمند
خوبان که بر دهان قدح می‌نهند لبممزوج می‌کنند می لعل را به قند
ای عمر رفته محنت ایام تا به کیای بخت خفته دیدهٔ بیدار تا به چند
ناصر زبان ببند که فریاد بلبلانباد هواست چون نبود گوش گل به پند