شمارهٔ ۲۸۹
غزل خوانان دف اندر چنگ دارندبه عشاق حزین آهنگ دارند
بُتان مهروش چون ذره در رقصمداری همچو هفت اورنگ دارند
بده ساقی می گلگون که رنداندلی چون غنچه گل تنگ دارند
مدد کن دم به دم از می که امروزسپاه عیش با ما جنگ دارند
چه باک از زرد روئی عاشقان راچو در ساغر می گلرنگ دارند
ز یک جو کمتر آید هر دو عالمدر آن میزان که مردان سنگ دارند
نکو نامی ما ناصر همین استکه اهل نام از ما ننگ دارند