شمارهٔ ۲۸۴
بلبلان در چمن، ای دل به خروش آمدهاندز آتش لاله دگر باره به جوش آمدهاند
شاهدان در چمن از لؤلؤ لالای سحابچهره آراسته و حلقه به گوش آمدهاند
زاهدانی که چو من گوشه نشین میبودنداین زمان در، به در باده فروش آمدهاند
ساقیا مردم اگر غنچهٔ گل میبینندعاشقان دیدن آن چشمهٔ نوش آمدهاند
به تماشای چمن دوش حریفان رفتندسرگران رقص کنان دوش به دوش آمدهاند
یک زمان جام می پخته به جانان بدهیدبیدلان بهر صبوحی شب دوش آمدهاند
اهل معنی به چمن وقت سحر چون ناصرمست و دستارکشان بیدل و هوش آمدهاند