گنج

شمارهٔ ۲۷۷

۷ بیت
یار رفت از دیده و در دل بمانددل به زیر بار چون محمل بماند
دولت بیدار من چون درگذشتبخت خواب آلود را غافل بماند
ماه چون منزل به منزل سیر کردمشتری در اولین منزل بماند
دل بدو دادیم و دلداری نکرددل نماند او را و ما را دل بماند
عقدهٔ ابروی او نگشود عقلرفت عمر و همچنان مشکل بماند
سرو خندان در هوای قامتشدست بر سر زد که پا در گل بماند
هرکه یک دم دُردی دَردش کشیدهمچو ناصر مست و لایعقل بماند