شمارهٔ ۲۷۶
اینجا که منم نامهٔ دلبر که رسانددر دوزخ سوزان نم کوثر که رساند
گیرم که دل من چو کبوتر پرد آنجااین نامهٔ میمون به کبوتر که رساند
چون باد خزان آمد و گلها همه رفتندبا مرغ سحر بوی گل تر که رساند
از ما که برد پیش دلارام سلامیاز ذره تحّیت به سوی خور که رساند
مشتاقی پروانه برِ شمع که گویدپیغام مگس جانب شکّر که رساند
با سرو که تبلیغ کند شوق گیاهیوز سبزه زمین بوس صنوبر که رساند
میگفت که ناصر به درم خاک شود زودمن خود شدهام خاک بر آن در که رساند