شمارهٔ ۲۷
ای خجل گل ز رنگ و بوی شماسرخ گشته ز شرم روی شما
سرو من تا تو بر لب جوئیآبروی است آب جوی شما
ای که تو آرزوی جان منیسوخت جانم در آرزوی شما
استخوانی شدم مگر افتمدر قبول سگان کوی شما
نوبهارست و لالهها از خاکبرزده سر به جستجوی شما
صوت مرغان ز گفتهٔ ناصرنبود غیر گفت و گوی شما