گنج

شمارهٔ ۲۵۸

۸ بیت
ماه من چون سرو بالا می‌کشدآه من سر بر ثریا می‌کشد
همچو خاک افتاده‌ام بر خاک پستسرو من از بس که بالا می‌کشد
یار تنها، عاشقانش عالمیجان شیرین بار تن‌ها می‌کشد
شمع روی او به خط عنبرینصورت پروانه بر پا می‌کشد
جزع من هر دم به یاد لعل اوجرعهٔ یاقوت حمرا می‌کشد
زاهدان را از درون صومعهبر در میخانه رسوا می‌کشد
چُست می‌بندد میان را همچو نیزلف او چون چنگ در پا می‌کشد
حبّذا رندی که در دفع خمارهمچو ناصر جام صهبا می‌کشد