گنج

شمارهٔ ۲۳۶

۷ بیت
گر سرم خاک شود در کف پایت باشدور تنم گرد بود، گرد هوایت باشد
دل من هست برای تو، برای خود نیستجان فدا باد دلی را که برایت باشد
در دل تنگ من ار جای کنی، جایت هستخانهٔ دیده چه جای است که جایت باشد
همه جا فاش شود زلف تو چون مشک به بویمحرم خلوت اگر باد صبایت باشد
مگر از رنج کمر نیست میانت آگاهور نه بار دلش از چین قبایت باشد
نازینا همه‌کس چون به تو دارند نیازآنکه سلطان جهان است گدایت باشد
گر بمیرد ز غم هجر تو ناصر غم نیستدر فنای من اگر طول بقایت باشد