گنج

شمارهٔ ۲۳۰

۷ بیت
نسیم صبحدم از مرغزار برخیزدهزار زاری از مرغِ زار برخیزد
به رنگ و بوی تو گر بشکفد گل صدبرگهزار ناله ز جان هزار برخیزد
چنان به دیده درآمد خیال نرگس مستکه چشم یار ز خواب خمار برخیزد
چنان ز روی برانداخت غنچه چادرِ شبکه از لحاف سحرگه نگار برخیزد
به آب دیده نشاند سحاب اگر از بادمیان سنبل و ریحان غبار برخیزد
فدای آب روان باد جان که هر سحرشز سبزه تازه نگار از کنار برخیزد
چو گَرد نیست هوائی و بی‌وفای ناصرکه هر زمان ز سر کوی یار برخیزد