گنج

شمارهٔ ۲۰۱

۵ بیت
لاله از آتش سودای تو داغی داردغنچه از بوی خوشت تازه دماغی دارد
گلشن چشم من از خون جگر گلزارستقامت سرو تو گر میل به باغی دارد
راه دل گر چو شب زلف تو باشد تاریکشمع روی تو دلیلست و چراغی دارد
زلف مشکین تو زاغ است و دو چشمت با زاغچون کمان گوشهٔ ابروی تو زاغی دارد
کام ناصر اگر از جام فروغی گیردهمه از ملکت جمشید فراغی دارد