گنج

شمارهٔ ۱۹۳

۷ بیت
تا چه سودا سر گیسوی تو در سر داردکز سر دوش تو سر هیچ نمی‌ بردارد
در ازل قامت تو در دل ما بود مقیمزان سبب صورت دل شکل صنوبر دارد
سرم از خاک درت باد پراکنده چو گردگر جز این در به دو گیتی در دیگر دارد
حبذا مقدم میمون صبا در شب هجرمجلس ما ز نسیم تو معطر دارد
کعبه و میکده را فرق به موئی نکندهرکه در کوی مغان دین قلندر دارد
سر و زر باز که نامرد بود مرد که اوغم مال و غم جان و غم دلبر دارد
در سر خامهٔ ناصر اثر نیشکر استزانکه در کاغذ و دفتر همه شکر دارد