شمارهٔ ۱۷۵
اگر چه خانهٔ تیره است دیده جای تو بادوگر چه منزلِ تنگ است دل سرای تو باد
اگر چه از تن من غیر استخوانی نیستهمیشه بر سر او سایهٔ همای تو باد
به کیمیای نظر خاک را تو زر سازیمس وجود مرا قُرب کیمیای تو باد
ز خاک پای تو عشاق توتیا کردندنصیب دیدهٔ بختم ز توتیای تو باد
تو آفتاب جهانی گرفته ملک به تیغچو ذره ذره شوم مهرم از هوای تو باد
خیال تاج مرصع برفت از سر منکلاه دولت ناصر ز خاک پای تو باد