گنج

شمارهٔ ۱۷۴

۶ بیت
من اگر خاک شدم آب شما روشن بادسر اگر از تو کشم تیغ تو بر گردن باد
حق صحبت که میان من و تو محکم شدگر فراموش کنم لعنت حق بر من باد
من ز غیرت نظر از غیر تو بر دوخته‌امگر به غیرت نگرم هر مژه‌ام سوزن باد
گر پراکنده شوم از سر کویت چو غباردل مسکین مرا خاک درت مسکن باد
صحبت از دوست بریدی و به دشمن پیوستدوستداران تو را مرتبهٔ دشمن باد
غرق خون ناصر اگر بی تو چو گل بر خار استسرو من، جای تو هر جا که بود گلشن باد