گنج

شمارهٔ ۱۶۶ - در مدح سلطان اویس

۱۲ بیت
شمع ایران گویمت یا ماه توران خوانمتقبلهٔ دل دانمت یا کعبهٔ جان خوانمت
خلق در آسایشند از حسن رویت لاجرمرحمت پروردگار و لطف یزدان خوانمت
همچو عقلی دل‌فروز و همچو جانی ناگزیرخوشتر از جان جهان آن چیست تا آن خوانمت
خوانمت فردوس تا از چهره برداری نقابوز دو لب چون روح بخشی، آب حیوان خوانمت
در وفا بنیاد مهر و در صفا بنیاد حسندر مکارم عین لطف و کان احسان خوانمت
رونق میدان ز توست و زینت لشگر توئیشهسوار لشگر و خورشید میدان خوانمت
چون کشی در بزم باده گویمت جمشید وقتچون کنی بر رخش جولان پور دستان خوانمت
چون سلیمان گر چه داری حکم بر دیو و پریصد سلیمانی به رتبت گر سلیمان خوانمت
چون به خوبی جمله خوبان بندهٔ حسن تواَندپاشاه دلبران و شاه خوبان خوانمت
سوی خویشم خوان که من خوانم تو را عاشق نوازسوی من بخرام تا سرو خرامان خوانمت
از رخ گیتی گشا مهدی عالم دانمتوز لب مُعجزنما عیسی دوران خوانمت
گوش کن اشعار ناصر باز دان اسرار اوتا میان مردمان شاه سخندان خوانمت