شمارهٔ ۱۶۴
خبر یار به اغیار نمییارم گفتگنجها دارم و با مار نمییارم گفت
درد یاری به دل خستهٔ ما افتاده استدرد یاری که به دیّار نمییارم گفت
سخن راستی سرو و خرامیدن کبکپیش آن قامت و رفتار نمییارم گفت
گرد از پای تو خواهم که بروبم به مژهلیک با گل سخن خار نمییارم گفت
لطف تو اندک و بسیار به هرکس برسددیگر از اندک و بسیار نمییارم گفت
با دل از رفتن دلدار بگوید ناصرخبر مرگ به دلدار نمییارم گفت